ابراهيم رفعت باشا ( مترجم : هادى انصارى )

122

مرآة الحرمين ( سفرنامه حجاز و تاريخ و جغرافياى راهها و بقاع متبركه آن ) ( فارسى )

مصرى در مكّه به اين جانب اهدا گرديد كه از او به علت اين هديهء گران‌سنگ ، كمال تشكر و امتنان را دارم . بلندى كوه ثور ، بيش از پانصد متر است ؛ به گونه‌اى كه شخص ايستاده بر بالاى آن ، بر تمام اطراف كوه و كوه‌هاى اطراف و شهر مكّه و حومهء آن مسلط بوده و آنها را به وضوح مىتواند ملاحظه نمايد . همچنان كه حرّه و درخت‌هاى نخل آن را نيز مىتوان مشاهده نمود . در بالاى اين كوه ، ستون سنگى ، شبيه ستون‌هاى ياد شده در مسير ميان مكّه و كوه ، قرار داشت كه با سنگ ساخته شده و با گچ ، سفيد گرديده است كه علامتى براى شناساندن كوه به مردم به شمار مىآيد . كوه ثور داراى رنگ‌هاى مختلفى از طلايى و نقره‌اى و زغالى و شبيه سيمان و گاه شبيه مرمر مىباشد و ممكن است كه رنگ‌هاى ديگرى نيز در سمت‌هاى ديگر آن باشد كه من نديدم . از هر معدن و قسمتى ، تكه سنگى برداشتم ليكن آن زن خدمتكار همان كارى را با آنها كرد كه با سنگ كوه حرا كرده بود - خداوند او را ببخشد - ليكن مقدار كمى از سنگ‌ها را برايم باقى گذارد كه پس از بازگشتم به مصر ، آنها را به بعضى از زرگرها نشان دادم . گفتند : سنگ‌ها داراى طلا است ليكن مقدار آن بسيار كم و ناچيز مىباشد . از آنان كه به ديدار غار ثور نائل شده‌اند ، مولاى من عبد اللّه بن محمد ابن ابى بكر عيّاشى است كه در روز چهارشنبه ، هشتم شوال سال 1059 ه . از غار ثور ديدن نموده و شرح آن در سفرنامهء چاپ شدهء وى در سال 1316 ه . آمده است . نامبرده در سفرنامهء خود مىگويد : كه از مسير بين خندمه و ابو قبيس به علت نزديك راه ، به كوه سفر كرده است . گر چه اين مسير داراى پستى و بلندى بوده و ليكن مسافتى در حدود سه مايل مىباشد . ولى ما از جاده مسفله به كوه رفتيم كه اين مسير طولانىتر از مسير عياشى مىباشد ليكن راه آن هموارتر است . وصف دقيقى از غار و از مشقات و ناراحتىهايى كه در راه صعود به اين كوه به او وارد شده ، همانند مشكلات ما ، همه را در سفرنامه خود به قلم تحرير درآورده است . ( به ص 102 ، جلد دوم از سفرنامه او مراجعه كنيد ) .